اصالت سند در عصر هوش مصنوعی؛ چه کسی از سند صیانت می‌کند؟


در شماره ۲۹ دوفصلنامه علمی «آرشیو ملی» (بهار و تابستان ۱۴۰۵) که به‌تازگی منتشر شده، بر روی جلد با تصویری از ناصرالدین‌شاه قاجار مواجهیم که با استفاده از هوش مصنوعی بازسازی و رنگی شده و در آن تغییراتی نسبت به تصویر تاریخی اولیه ایجاد شده است. این انتخاب، صرفاً یک تصمیم گرافیکی نیست؛ بلکه برای نشریه‌ای که موضوع اصلی آن آرشیو، سند و میراث مستند است، پرسش‌هایی جدی درباره اصالت، شفافیت و مسئولیت حرفه‌ای ایجاد می‌کند. اهمیت موضوع زمانی بیشتر می‌شود که همین شماره مقاله‌ای با عنوان «آرشیوها و هوش مصنوعی: مروری بر مباحث جاری و چشم‌اندازهای آینده» نیز دارد.

یک نشریه علمی، به‌ویژه نشریه‌ای با موضوع آرشیو و اسناد تاریخی، با یک وبلاگ، صفحه اینستاگرامی یا کانال تلگرامی تفاوت بنیادی دارد. البته در همه این فضاها نیز شایسته است استفاده از هوش مصنوعی و میزان مداخله آن در تصویر اعلام شود؛ اما در یک نشریه علمی، اصلِ قابلیت اعتماد، مستندبودن و امکان تشخیص میان اصل سند و بازنمایی آن اهمیت مضاعف پیدا می‌کند.

این مسئله امروز دیگر صرفاً یک بحث نظری نیست. در جهان مجموعه‌ای از سیاست‌های ناشران، دستورالعمل‌های اخلاق نشر، راهنمای مجلات و کدهای حرفه‌ای آرشیوی برای استفاده از هوش مصنوعی شکل گرفته است. البته اینها الزاماً «قانون» به معنای حقوقی کلمه نیستند، اما برای نویسندگان، ویراستاران و ناشران، چارچوب‌هایی حرفه‌ای و در مواردی الزام‌آور برای انتشار مقاله و تصویر محسوب می‌شوند.

برای نمونه، Springer Nature استفاده از AI برای ایجاد، اصلاح یا ارتقای محتوای بصری را تنها با شروطی مانند اعلام ابزار و هدف استفاده، قابلیت بررسی منبع و ماده اولیه، نظارت انسانی و اطمینان از اینکه خروجی بازتاب‌دهنده شواهد است، می‌پذیرد.

Elsevier رویکردی سخت‌گیرانه‌تر دارد و استفاده از AI برای ایجاد یا تغییر تصاویر را، از جمله برای بهبود، پوشاندن، جابه‌جایی، حذف یا افزودن عناصر تصویر، محدود کرده است. این سیاست حتی برای artwork و تصاویر روی جلد نیز ملاحظاتی مشخص دارد.

Cambridge University Press نیز بر اصل شفافیت تأکید کرده و در دستورالعمل برخی مجلات خود مقرر کرده است که اگر AI برای تولید یا تغییر محتوای تصویری به کار رفته باشد، این موضوع در کپشن تصویر اعلام شود. بنابراین مخاطب باید بتواند تشخیص دهد با یک تصویر اصیل مواجه است یا تصویری که در آن مداخله الگوریتمی صورت گرفته است.

اما شاید نزدیک‌ترین نمونه به موضوع «آرشیو ملی»، Archives & Records، نشریه تخصصی جامعه حرفه‌ای آرشیو در بریتانیا و ایرلند باشد. انجمن Archives & Records Association نیز در سال ۲۰۲۶ راهنمای آمادگی آرشیوها برای هوش مصنوعی منتشر کرده و در چارچوب اخلاق حرفه‌ای خود بر مسائلی مانند حفظ منشأ، اصالت، تمامیت و شفافیت در استفاده از AI تأکید کرده است. این یعنی مسئله هوش مصنوعی در آرشیوهای حرفه‌ای جهان فقط مسئله فناوری نیست؛ مستقیماً به ارزش استنادی و اعتمادپذیری اسناد مربوط می‌شود.

این نکته دقیقاً در مورد تصویر روی جلد «آرشیو ملی» اهمیت پیدا می‌کند. مسئله مخالفت با هوش مصنوعی نیست؛ مسئله این است که وقتی یک تصویر تاریخی بازسازی یا رنگی می‌شود، نتیجه دیگر صرفاً «سند» نیست، بلکه بازنمایی دیجیتال سند است. رنگ‌هایی که الگوریتم به تصویر افزوده، لزوماً رنگ‌های واقعی زمان ثبت عکس نیستند و جزئیاتی که هوش مصنوعی بازسازی کرده نیز الزاماً در اصل تصویر وجود نداشته‌اند.

از این رو، انتظار از سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران نباید صرفاً رعایت حداقل استانداردهای موجود باشد. سازمانی با چنین جایگاهی باید خود پیش‌قراول تدوین سیاستی روشن برای استفاده از هوش مصنوعی در بازنمایی اسناد و تصاویر تاریخی باشد؛ سیاستی که میان ترمیم، افزایش کیفیت، رنگی‌سازی، بازسازی و بازآفرینی تمایز بگذارد و برای هرکدام قواعد مشخصی تعیین کند. چنین سیاستی می‌تواند بعدها حتی به الگویی برای سایر مراکز آرشیوی، موزه‌ها، کتابخانه‌ها و نشریات علمی کشور تبدیل شود.

اگر قرار است هوش مصنوعی وارد عرصه آرشیو شود، نخستین وظیفه نهاد متولی آرشیو آن است که اجازه ندهد این فناوری مرز میان «آنچه سند نشان می‌دهد» و «آنچه ماشین بازسازی کرده است» را محو کند. دست‌کم، اگر چنین تصویری منتشر می‌شود، باید صریح و آشکار به مخاطب گفته شود که تصویر با استفاده از هوش مصنوعی بازسازی یا رنگی شده است و اصل تصویر نیز، در صورت امکان، در دسترس باشد.

آرشیو ملی باید نه فقط حافظ اسناد، بلکه حافظ اصالت روایت آنها در عصر هوش مصنوعی نیز باشد.

دیدگاه‌ها غیرفعال است!