از هر سو به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نگاه کنی، نشانی از کهنگی و عقبماندگی میبینی؛ اسمش «وزارتخانه» است، اما بعضی از برنامهها و خروجیهایش حتی از بسیاری شهرهای دور از پایتخت هم ضعیفتر و بیرمقتر است. از تابلوی سردر و ساختمانش در بهارستان بگیر تا دورترین ادارهکلش در فلان شهر؛ همهجا انگار یک چیز مشترک دیده میشود: فاصلهای عمیق با زمانهای که در آن زندگی میکنیم.
انگار این مجموعه سالهاست در همان دهۀ شصت جا مانده؛ با همان ساختمانهای فرسوده، همان ادبیات، همان نگاههای کلیشهای و همان تصمیمهایی که بوی گذشته میدهند. دنیا در این چند دهه زیرورو شده؛ فناوری، رسانه، شیوۀ دسترسی مردم به اطلاعات و حتی تعریف «دسترسی به کتاب» عوض شده است، اما وزارت فرهنگ هنوز برای مسائل امروز، نسخههای دیروز را از کشوی میز بیرون میکشد.
مشکل فقط قدیمی بودن چند ساختمان یا کند بودن چند سامانه نیست؛ مسئله، یک ذهنیت قدیمی است که از بالا تا پایین این دستگاه فرهنگی را دربر گرفته و باعث شده وزارتخانهای که قرار بود متولی فرهنگ روزآمد این کشور باشد، خودش از زمانهاش عقب بماند.
شیوههای توسعۀ فرهنگی این وزارتخانه همانهاست که در دهۀ شصت ریلگذاری شده است. نمایشگاه کتاب همان نمایشگاه دهۀ شصت است، کتاب سال همان کتاب سال دهۀ شصت است، برنامههای حمایتی همان برنامهها و حتی حرفها و شعارها هم همان است.
نمونه اخیرش را میتوان در برنامههای ترویج کتاب و کتابخوانی نهاد کتابخانههای عمومی این وزارتخانه بهوضوح دید.
در حالی که دنیا با سرعت سرسامآوری به سمت فناوریهای دیجیتال و هوش مصنوعی حرکت میکند، این وزارتخانه هنوز درگیر چرخ و بنزین و روغن موتور برای رساندن کتاب به روستاها، عشایر و مناطق دورافتاده است.
جالبتر اینکه در کشورهای توسعهیافته، کتابخانههای سیار پس از اوجگیری در دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰، روند کاهشی پایداری را تجربه کردهاند. در ایالات متحده تعداد این واحدها از بیش از ۲۰۰۰ دستگاه در اوج فعالیت، به حدود ۱۱۲۵ دستگاه در سال ۱۹۹۱ و سپس به ۶۷۱ دستگاه در سال ۲۰۱۹ کاهش یافته است. در فنلاند نیز تعداد کتابخانههای سیار از حدود ۱۵۰ تا ۱۵۴ دستگاه در اوایل دهه ۲۰۱۰، به ۱۱۴ تا ۱۱۸ دستگاه در سالهای ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ رسیده است.
در بریتانیا هم دهها شورای محلی، به دلیل افزایش هزینههای سوخت و نگهداری و همچنین گسترش خدمات دیجیتال، سرویسهای کتابخانه سیار خود را تعطیل یا محدود کردهاند.
دلیل روشن است: پلتفرمهای الکترونیکی، امکان دسترسی گستردهتر و کمهزینهتری به کتاب و محتوا فراهم کردهاند.
اما در ایران چه میکنیم؟
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی همچنان در باتلاق گذشته گیر کرده است. با اصراری که گاهی واقعاً کودکانه و غیرمسئولانه به نظر میرسد، ناوگان کتابخانههای سیار را از حدود ۵۷ دستگاه در ابتدای دولت چهاردهم به ۸۲ دستگاه در شهریور ۱۴۰۵ رسانده و حالا هدف رسیدن به ۱۰۰ دستگاه یا بیشتر را دنبال میکند.
هزینه راهاندازی هر دستگاه هم حدود ۲ تا ۳ میلیارد تومان است؛ پولی که در شرایط تورم کمرشکن، گرانی سوخت و چند برابر شدن قیمت کتاب فیزیکی، دستکم این پرسش جدی را ایجاد میکند که آیا این بهترین و کارآمدترین شکل هزینهکرد منابع محدود فرهنگی کشور است؟
جالبتر اینکه برای چنین عقبگردی مجالس رونمایی و افتتاح با حضور وزیر و وکیل و استاندار برگزار کرده و شوآف میکنند که ملت ببینید ما چقدر عقبماندهایم!
وزارت فرهنگ انگار در تونل زمان گیر افتاده و هنوز با منطق دهۀ شصت و چه بسا قبلتر فکر میکند. گویی هیچکس به این مجموعه نگفته که جهان وارد عصر هوش مصنوعی، کتاب الکترونیکی و دسترسی گسترده به اینترنت شده است.
در حالی که وزارت آموزش و پرورش از دوران کرونا تاکنون توانسته آموزش را حتی در دورافتادهترین روستاها بهصورت مجازی پیش ببرد و میلیونها دانشآموز از کلاس اول تا دوازدهم را با گوشی هوشمند به برنامه «شاد» متصل کند، وزارت فرهنگ با بیتوجهی از کنار این ظرفیت عظیم گذشته و حتی به فکر یک همکاری جدی و راهبردی با آموزش و پرورش نیفتاده است.
صحبت بر سر خوب بودن یا کیفیت ضعیف این برنامه نیست که صد البته این برنامه هم مشکلات و داستانهای خودش را دارد.
صحبت درخصوص حرکتهای رو بهجلو و همراه با توسعه و پیشرفت زمان است.
بهجای استفاده از زیرساختهای آماده و کمهزینه برای گسترش کتابخوانی دیجیتال و کتاب صوتی، همچنان بودجه محدود و ارزشمند فرهنگی را صرف خرید خودروهای سنگین و کتابهای کاغذی میکنیم.
در حال حاضر ما پلتفرمهای متعددی در حوزۀ کتاب الکترونیک، کتاب صوتی و کتابخانۀ دیجیتال داریم که با صرف هزینههای شخصی و به صورت خصوصی در حال توسعه هستند.
وزارت ارشاد میتوانست و باید با سیاست حمایت فرهنگی از این پلتفرمها هم زمینه رشد و توسعۀ آنها را فراهم کند و هم سیاستهای ترویج کتاب و کتابخوانی خود را با هزینۀ کمتر در گسترۀ بیشتری توسعه بخشد.
نه اینکه خود را محدود به یک دستگاه و یا صد دستگاه ماشین و کتابخانۀ سیار نماید!
نتیجه چه میشود؟
هزینه بالا، استهلاک، پوشش محدود و در نهایت نمایشی از «عدالت فرهنگی» که با واقعیت دسترسی مردم به کتاب فاصله زیادی دارد.
بحث من حذف کتابخانه سیار نیست؛ بحث بر سر «نوع نگاه» است.
تا وقتی سیاستگذاری فرهنگی با منطق گذشته انجام شود، وزارت فرهنگ نهتنها پیشرو نخواهد بود، بلکه خودش میتواند به یکی از موانع توسعه واقعی کتاب و کتابخوانی در ایران تبدیل شود.
«هزینه برای چرخها، غفلت از کلیکها؛ روایت عقبماندگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.»

