این مقاله متن کامل سخنرانی من در «شب سالنامهها و نظامنامه های مدارس و دانشگاههای ایران» بهمناسبت انتشار مجموعۀ سه جلدی «مدرسه پژوهی» بهکوشش سیدرضا باقریان موحد در محل مجتمع ناشران قم است. که البته بخش مختصری از آن در این جلسه ارائه گردید.
مقدمه:
منابع غیرکتابی چاپی دسته ای از مواد و محمل های اطلاعاتی هستند که در شکل ها و قالب های متنوعی غیر از کتاب و نشریه دیده میشوند. استاندارد، اعلامیه، بروشور، بریده جراید، پایان نامه، تقویم، جزوه، طرح پژوهشی، کارنامک، گزارش و … را میتوان از نمونههای بارز منابع غیر کتابی نامید. این نوع از منابع بهجهت شکل فیزیکی و تیراژ محدود و البته نوع محتوای آنها آنچنان که باید محل توجه نبوده و بسیاری از مطالعهکنندگان و حتی کتابخانهها نسبت بهنگهداری و حفظ آنها کمتوجه و یا بیتوجهند. در حالی که همین منابع بهظاهر کماهمیت و کوچک سالها بعد ازجملۀ مهمترین مواد اولیۀ تاریخنگاری و چهبسا تحلیل در موضوع خود بهشمار میروند. طی این مقاله سعی من بر این است که خوانندگان را با اهمیت این دست از منابع و همچنین چند آرشیو خارجی و داخلی مهم در این موضوع آشنا نمایم. استاد شفیعی کدکنی در مقالۀ «ظرفیت و ظرافت یک انسان» که بهمناسبت درگذشت مرحوم افشار بهسال ۱۳۹۰ در مجلۀ گزارش میراث منتشر میشود بحث را بهاینجا میرساند که ما ایرانیها انضباط لازم برای «آرشیوسازی» نداریم. بیتوجهی بهپیرامون و آنچه امروز از منظر ما کمفایده و حتی بیفایده است، موجب از بین رفتن مجموعهای از منابعی میگردد که در آینده میتواند برای شناخت این روزگار مفید باشد. اما معالأسف نبود یک انضباط آرشیوی مدون و مستمر در همۀ عرصهها رنجی است که ما از گذشتگان بهارث برده و بهآیندگان تحمیل خواهیم نمود.
موزۀ ماک یکی از غنیترین آرشیوها از مجموعه کاتالوگهای تجاری جهان
رودلف فون آیتلبرگر (۱۸۸۵-۱۸۱۷م)[i] که از وی بهعنوان مهمترین شخصیت تاریخ هنر اتریش در قرن نوزدهم و پدر موزۀ ماک و جنبش مدرن هنرهای کاربردی در اتریش و مجارستان یاد میشود. وی تحصیلات خود را ابتدا در رشتۀ حقوق و سپس در تاریخ هنر در وین بهسرانجام میرساند و بهعنوان اولین استاد تاریخ هنر دانشگاه وین در سال ۱۸۵۲م مشغول بهکار میگردد.
آیتلبرگر در سال ۱۸۶۲م به عنوان نمایندۀ اتریش به نمایشگاه جهانی لندن[ii] فرستاده شد. وی در آنجا متوجه میشود که محصولات صنعتی انگلیس، فرانسه و دیگر کشورها چقدر از نظر طراحی و کیفیت بهتر از محصولات اتریش-مجارستان هستند. در بازگشت او گزارشی محرمانه به به دربار امپراتوری اتریش(فرانتس یوزف اول) ارسال میکند که طی این گزارش اعلام میکند که محصولات اتریشی از نظر طراحی، کیفیت و نوآوری خیلی عقبتر از رقبا هستند و بیان میکند که که صنعتگران اتریشی ایدههای قدیمی دارن، از مدهای تاریخی کپیبرداری میکنند و نمیتوانند با بازار جهانی رقابت کنند.
آیتلبرگر با الهام از مدل انگلیسی موزه ساوت کنزینگتون لندن که بعد از نمایشگاه ۱۸۵۱م ساخته شد و حالا به نام موزۀ ویکتوریا و آلبرت نام دارد بیان میکند که بهترین الگوی یک موزه آن است که نه فقط اشیاء زیبا جمع کند، بلکه کاتالوگهای تجاری، نمونههای صنعتی، پوسترها و مواد تبلیغاتی را نیزجمعآوری کرده تا صنعتگران، دانشجویان و کارخانهدارها با دیدن آنها از این ایدهها الهام بگیرند. آیتلبرگر برای جبران این عقبماندگی چندین پیشنهاد بههمراه نامۀ محرمانۀ خود ارائه میدهد.
او برای این کار اقدام بهجمعآوری سیستماتیک نمونههای عالی از سراسر جهان و همچنین کاتالوگهای تجاری و مواد تبلیغاتی کارخانهها به عنوان منبع آموزش و الهام میکند.
در همین راستا به فرمان امپراتوری در ۷ مارس ۱۸۶۳م موزه ماک تأسیس میگردد و آیتلبرگر رو به عنوان اولین مدیر این موزه منصوب میشود. موزه ماک (MAK) که به طور کامل موزه هنرهای کاربردی وین [iii] نامیده میشود، بعد از موزۀ ویکتوریا و آلبرت لندن دومین موزۀ قدیمی جهان و یکی از مهمترین و جذابترین موزههای شهر وین در اتریش به شمار میرود.
آیتلبرگر این منابع رو نه به عنوان “کاغذ باطله”، بلکه به عنوان منبع الهام و آموزش میدید و حتی موزه شبکهای از خبرنگاران بینالمللی در لندن، پاریس، توکیو و… بهکار میگیرد تا کاتالوگ، بروشورها، پوسترها و … را از سراسر جهان جمعآوری نمایند. آیتلبرگر در اولین گزارش سالانه موزه در سال ۱۸۶۴م یعنی زمانی که وقتی موزه تازه باز گردیده در بارۀ اهمیت جمعآوری این کاتالوگها میگوید:
«جمعآوری کاتالوگهای تجاری، لیست قیمتها و نمونههای الگو از بزرگترین اهمیت برای هدف عملی موزه برخوردار است، زیرا این مجموعه یک آرشیو زنده از تولیدات کنونی تشکیل میدهد و به هنرمند و صنعتگر امکان مقایسه مستقیم با خارج را میدهد.»
او در یکی از مقالاتش در مجله موزه بیان میکند که:
«ما این کاتالوگها را نه به عنوان چیزهای عجیب و غریب، بلکه به عنوان سلاح در جنگ برای بهبود ذوق و توانایی رقابتی صنعت خود جمعآوری میکنیم»
این موزه و مدرسه هنرهای صنعتی و اقدامات راهبردی آیتلبرگر موجب میشود تا نهضت آرت نوو و مدرنیسم اولیه در اتریش شکل بگیرد.

محمد رمضانی پلی برای انتقال منابع چاپی اولیه بهنسلهای بعدی
کتابخانههای شخصی و یا عمومی که بعد از ظهور صنعت چاپ در ایران نسبت بهجمعآوری منابع چاپی اهتمام داشتند، از تعداد انگشتان دو دست فراتر نمیرود. تنها کتابخانهای که منبعی ارزشمند از منابع چاپی روزگار در دورۀ قاجار بهشمار میرود، کتابخانۀ سلطنتی ایران است. این کتابخانه بههمت فتحعلیشاه قاجار راهاندازی و پادشاهان بعد از او یکی پساز دیگری نسبت به جمعآوری و نگهداری منابع در آن همت داشتند، خاصه در دورۀ پادشاهی ناصرالدین شاه قاجار که طیف وسیعی از منابع چاپی اروپایی و دیگر کشورها بهزبانهای لاتین (فرانسه، انگلیسی، آلمانی، روسی، عربی، ترکی و …) و فارسی را در خود جای میدهد. اما کتابخانۀ سلطنتی ایران کتابخانهای مخصوص پادشاهان قاجار بود و تقریبا هیچکس اجازۀ استفاده و دسترسی بهمنابع این کتابخانه را در آن روزگار نداشت.
هرچند معدود کتابخانههای دولتی، عمومی و ملی در روزگار قاجار شکل میگیرد، اما ضعف بزرگ همگی این کتابخانهها فقدان ساختاری اداری، کمبود بودجه و امکانات لازم برای مجموعهسازی و فراهمآوری مناسب منابع بود. در حالی قانون واسپاری کتاب به کتابخانۀ ملی ایران در مجلس شورای ملی در سال ۱۳۲۶ق تصویب میگردد، که ما هیچ کتابخانۀ ملی بهشکل رسمی و مصوب در ایران نداریم و همین موضوع موجب میگردد تا تعداد فراوانی از کتابهای چاپ شده در آن روزگار هیچ ملجأ و مأوایی برای بهسامان گشتن پیدا نکنند و در خوشبینه حالتترین شکل ممکن درگوشه گوشۀ این کشور پراکنده افتند. در کنار این وضعیت نه وزارت معارف و نه اداره انطباعات بهدنبال ثبت رسمی و دقیق عناوین کتابهای چاپی بودند و نه ساختاری برای تدوین کتابشناسی جامع از کتابهای چاپی منتشره در ایران وجود داشت. بنابراین نه اصل کتابها، مجلات، اعلانها و منابع چاپی دیگر در جایی محفوظ میماندند و نه اطلاعات آنها در جایی ثبت میگردید.
در دورۀ قاجار و بعد از آن بهطور کلی تا مدتها این کتابخانههای شخصی هستند که بهشکلی غیر رسمی، پراکنده و البته غیرساختارمند مسؤلیت مجموعهسازی و حفظ آثار چاپی و انتقال آن بهنسلهای بعدی را عهدهدار هستند. تفکر ایجاد کتابخانۀ ملی ایران هرچند در دورۀ پیش از مشروطیت در ایران شکل گرفته و تلاشهای مذبوحانهای برای ایجاد آن شکل میگیرد. اما عملا در اواخر دورۀ پهلوی اول است که در ایران بهشکلی رسمی و قانونی کتابخانۀ ملی تأسیس و راهاندازی میگردد. نسخههای خطی بهجهت قیمت و ارزشی که داشتند همواره مورد توجه بسیاری از دانشمندان و حتی تجار و ثروتمندان بودند و خرید و نگهداری از آنها نه فقط بهبهانۀ حفظ دانش بلکه بهجهت سرمایهگذاری و فخرفروشی نیز مد نظر طبقۀ بالادست جامعه بود. اما کتابهای چاپی فارغ از محتوای آنها هیچ ارزشی برای این طبقه نداشت و جمعآوری و نگهداری از این قبیل کتابها در دستور کار نبوده است. ازین رو فقدان کتابخانهای ملی که یکی از مهمترین وظایف آن جمعآوری آثار چاپ شده در ایران و یا مرتبط با ایران است و همچنین عدم اقبال طبقۀ بالادست جامعه به این قبیل از آثار موجب بیتوجهی و یا کمتوجهی بسیاری به منابع چاپی و ازبین رفتن بسیاری از این منابع شده است.
مطابق سندی که به تعداد کتابخانههای تهران و کتب چاپی موجود در این کتابخانهها در سال ۱۷-۱۳۱۶ اشاره میکند، در این شهر در مجموع ۲۰ کتابخانه وجود داشته است. که بیشتر حجم کتابهای چاپی در آن روزگار در کتابخانۀ ملی ایران با ۲۹۹۰۹ وجود داشته است و مطابق همین آمار مجموع این کتابخانهها دارای ۱۲۳۶۹۷ جلد کتاب چاپی بودهاند. در سند دیگری که احتمالا بهسال ۱۳۱۴ برای وزارت معارف تنظیم گردیده است تعداد کتابخانههای دیگر شهرهای ایران در مجموع ۳۱ کتابخانه ذکر گردیده که بزرگترین آنها کتابخانۀ تربیت تبریز با ۸۰۳۲ جلد کتاب است، که البته تفکیکی میان کتابهای چاپی و خطی و سایر منابع این کتابخانهها نیز صورت نگرفته است.
اما در همان سالها پسری پدر پیشه با نام محمد که بعدها به محمد رمضانی یا حاجی خاور شهرت پیدا میکند، با علاقۀ بسیار مشغول جمعآوری بسیاری از آثار چاپی در دوران گذشته در داخل و خارج از ایران و در دورۀ معاصر خود است.

محمد فرزند رمضانعلی کتابفروش کاشانی یکی از کتابفروشان سرشناس تهران بود. او که از کودکی با کتاب مأنوس و این حرفه را نزد پدر آموخته بود. پس از مدرسۀ سلطانی برای ادامۀ تحصیل بهمدرسۀ سیاسی رفت و از محضر استادانی همچون محمدعلی ذکاالملک فروغی، اقبال، میرزا طاهر، فروزانفر، پورداود و فاضل تونی بهرهیاب شد.
در آخرین سالهای دورۀ قاجار موفق میشود که قرائتخانۀ خود با نام «اتفاق» را در در خیابان فرمانفرما و در کنار مهمانخانۀ اقتصاد راهاندازی کند. در تیرماه سال ۱۳۰۰ با انتشار کتابی با عنوان «رسالۀ اقتصاد» نوشتۀ صادق رضازادۀ شفق (۱۳۵۰-۱۲۷۴) و با راهاندازی دفتر انتشارات خود با نام کتابخانۀ شرق در خیابان ناصریه رسما بهجرگۀ ناشران میپیوندد.
کمتر از یک دهه بعد او رؤیای راهاندازی یک کتابخانۀ عمومی را در سر میپرواند. کتابخانهای که بعدها از آن با نام «کتابخانۀ عمومی حضرت صاحبالامر» یاد میکند. وی ترجیح میدهد که این کتابخانه را در شهر قم برپا نماید و مهدی آذر یزدی دلیل این موضوع را بهنقل از وی اینچنین بیان میدارد که : «در تهران همکار اهل معنی کم است، در قم طلاب علوم دینی فراواناند که کار کتابرا دوست میدارند و توقع زیادی هم ندارند»
در خصوص اهمیت این کتابخانه و چگونگی این مجموعه طی مقالهای با عنوان «محمد رمضانی پل انتقال و تداوم میراث مکتوب در گذار از قاجار بهپهلوی» که در شمارۀ ۲۱۴ آئینۀ پژوهش چاپ گردیده بهتفصیل صحبت نمودهام. اما بدون شک یکی از مهمترین ویژگیهای این گنجینه جمعآوری کتب درسی و منابع غیرکتابی است. آئیننامهها، نظامنامهها، سالنامهها، فهارس ناشران از شاخصترین آثاری است که در این کتابخانه گرد هم آمده است. در روزگاری که هیچکس حتی کتابخانۀ ملی نیز بهفکر و صرافت جمعآوری اینگونه از منابع نبود. حاجیخاور با دقت و وسواس زیادی این منابع را گردآوری و بهنسلهای بعد منتقل میکند.
طی این سالها بخش اعظم این منابع غیر کتابی فهرستنگاری و حتی دیجیتالسازی شده است و خوشبختانه فهرستهای آن نیز چاپ و منتشر گردیده است. سالنامههای مدارس مشتمل بر ۳۰۰ سالنامه[iv] و آئیننامهها، ساسنامهها و نظامنامههای ارگانها، احزاب، مراکز، مؤسسات و … مشتمل ۱۲۹۵ نسخه تا بهامروز چاپ و انتشار یافته است[v].
البته ناگفته نماند که منابع کتابی این مجموعه شامل فهرست نسخههای خطی، فهرست کتابهای چاپ سنگی نیز فهرستنگاری و منتشر شده است[vi] و خوشبختانه فهرست کتابهای چاپ سربی قدیم و جدید این کتابخانه نیز فهرست و در شرف انتشار است.
با نگاهی به مجموعۀ این منابع غیر کتابی و آنچه از این نوع منابع در دیگر کتابخانهها و مراکز سراغ داریم. اهمیت این دقت نظر مرحوم رمضانی در گردآوری آثاری که در روزگار خود هیچ محل توجه و اعتنا نبوده و بسیاری از کنار آن بهسادگی عبور کرده و وقعی نمینهادند بیشتر و بیشتر روشن میگردد.
مثلا در باب همین سالنامههای مدارس تا بهامروز بزرگترین گنجینه از این نوع منابع متعلق به همین مجموعه رمضانی است و تنها فهرستی که پیش از این در این نوع از منابع منتشر شده کتاب «سالنامههای کتابخانۀ مجلس شورای اسلامی»[vii] است که در آن ۱۳۷ سالنامه اعم از مدارس و غیر مدارس چاپ و منتشر شده است.
نگارش تاریخ فرهنگ و آموزش و پرورش کشور بدون استفاده و مطالعه سالنامههای مدارس، نظامنامههایی معارفی و کتب درسی منتشر شده در آن روزگار تاریخی ناقص خواهد بود و این تاریخنگاری بدون شک مرهون زحمات یک کتابشناس و مجموعهدار خبره و آیندهنگر یعنی مرحوم حاج محمد رمضانی است.
گنجینۀ پژوهشی ایرج افشار آرشیوی غنی از منابع غیرکتابی نادر و ناشناخته و البته مغفول
یکی دیگر از اسطورههای بزرگ مجموعهسازی و آرشیو در کشور ما مرحوم استاد ایرج افشار است که با نگاهی عمیق و آیندهنگرانه همواره سعی مینمود که هرآنچه که پژوهشگران برای حال و آینده نیاز دارند را حفظ و بدانها منتقل نماید.
«هرگونه سند، مدرک و نوشتهای را نباید از بین برد، برای شناختن یک دورۀ اجتماعی و تاریخی و برای شناختن نظامی که بر این دوره حاکم بوده، باید همۀ آنها حفظ شود. این اعلامیهها و بیانیهها ممکن است در زمان خود بیاعتبار جلو کنند، اما روزگاری اهمیت مطالعه دارند و باید در حفظ و حراست آن کوشید»[viii]
افشار هر بروشور، اعلان، فهرست، آئیننامه و … که بهدستش آمده را حفظ نموده است. بسیاری از این منابع را در همایشها و کنفرانسهای داخلی و خارجی بهدست او دادهاند و بسیاری نیز برای او پست و ارسال شده است. او با وسواس نسبت بهحفظ و نگهداری آن توجه نموده و خوشبختانه این آرشیو ارزشمند بعدها توسط شخص ایرج افشار ودر ضمن گنجینۀ پژوهشی ایرج افشار به کتابخانۀ مرکز دایرةالمعارف بزرگ اسلامی منتقل میگردد. در سال ۱۳۹۴ با رهنمود استاد سیدفرید قاسمی و اهتمام و پیگری جناب آقای آلداود فهرست این گنجینه که توسط جناب آقای عباس مافی و خانم پارکوهی هارطونیان تدوین یافته و با نام کتابواره در سلسله منشورات مؤسسۀ خانۀ کتاب به سال ۱۳۹۵ منتشر میگردد. در این فهرست ۲۴۳۱ مدخل فارسی و ۲۹۶۱ مدخل انگلیسی و به زبانهای اروپایی در مجموع ۵۳۹۱ منبع شامل فهرست مقالهها، رسالهها و جزوههای کمیاب در گنیجنۀ پژوهشی ایرج افشار فهرست شده است. مثلا اگر شما بهدنبال «مرامنامه، برنامه، آئیننامه حزب آزادی ایران» باشید که در سال ۱۳۲۰ در ۱۶ صفحه انتشار یافته است. و یا «سمینار بررسی مشکلات تالیف و ترجمه و نشر کتاب در ایران» که برنامۀ سمینار در ۲۲ و ۲۳ خرداد سال ۲۵۳۵ که در محل دانشگاه اصفهان برگزار گردیده است، شاید تنها و تنها بتوانید این جزوات کوچک و بهظاهر کماهمیت را در گنجینۀ پژوهشی ایرج افشار پیدا نمائید.

مجالس اهل ایمان
مرحوم آیةالله حاج سیدمحمدعلی روضانی که از اجلای کتابشناسان و نسخهشناسان و تراجمنگاران زمان ما بودند طی شش دهه اعلانهای وفاترا جمعآوری و نگاهداری مینمودند. این اعلانها بعدها با نام «مجالس اهل ایمان در مساجد و تکایای اصفهان» گردآوری و بههمان صورت اصلی و با یک مقدمۀ کوتاه و یک نمایۀ مختصر در ۸۲۷صفحه توسط انتشارات کانون پژوهش در اصفهان به سال ۱۳۸۶ چاپ و منتشر میگردد.
اعلامیهها فوت از دیگر مواد آرشیوی هستند که کمتر کسی بهاهمیت و ارزش آنها در تاریخنگاری و تراجمنگاری و جنبههای اجتماعی و آئینی آن توجه مینماید. نگاهی به اعلامیههای منتشره در همین کتاب بهخوبی برای ما روشن میکند که همین اعلانهای بهظاهر ساده تا چهحد میتوانند در شناخت هرچه بیشتر و بهتر دنیای پیرامونی ما و آدمها و مساجد و تکایا و آداب و رسوم آنها کمک نمایند. و ما چقدر ساده از کنار هرچیز عبور کرده و بیتوجهیم!

مخلص کلام
بیتوجهی به مکتوبات و آنچه پیرامون ما گذشته و یا میگذرد موجب حذف بخش مهمی از تاریخ برای ما و آیندهگان خواهد بود. امروزه توجه به منابع غیرکتابی از جملۀ ضروریاتی است که غفلت از آن همین حالا نیز خسرانی جبران ناپذیر است. کتابخانههای مادر و بزرگ ایران هیچگونه برنامهای برای پرکردن این خلأ نداشته و ندارند و جای افسوس است که بودجههای میلیاردی آنها بهجای صرف شدن در گردآوری منابع بهکارهای غیرمرتبط و حتی غیرلازم و ضروری در موضوعاتی میگیردد که هیچ تکلیفی بر گردن آنها نیست.
[i] . Rudolf Eitelberger von Edelberg
[ii] . Great Exhibition.
[iii] . Museum für angewandte Kunst
[iv] . سالنامههای مدارس ایران، سیدرضا باقریان موحد، قم، انتشارات وراقان، وزیری (شومیز)، ۳۲۴ص، ۱۴۰۰.
[v] . فهرست آییننامهها، اساسنامهها، نظامنامهها … کتابخانۀ حضرت آیتالله العظمی بروجردی (مسجد اعظم)، طیبه حاجباقریان، قم، انتشارات وراقان، وزیری (گالینگور)، ۵۳۳ص، ۱۴۰۳.
[vi] . فهرست کتابهای چاپ سنگی کتابخانۀ حضرت آیتالله العظمی بروجردی (مسجد اعظم)، مجید جلیسه، حیدر عیوضی، قم، انتشارات وراقان، ۴جلد، وزیری (گالینگور)، ۲۶۱۰ص، ۱۴۰۲.
[vii] . سالنامههای کتابخانۀ مجلس شورای اسلامی (برخی از سالنامههای موجود در بخش نشریات از سال ۱۲۵۱ تا ۱۳۵۷، گردآورنده حجت امیری، تهران، کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی، وزیری (شومیز)۱۳۰ص، ۱۳۸۸.
[viii] . کتابواره، ۹(مقدمه).

